محمدجعفر محمدزاده

پرچم نماد یک ملت است و برافراشته بودنش، نشانه‌ی‌ زنده بودن آن. این شب‌ها همه‌جا پرچم ایران است.
هرکس دل‌مشغولی ایران را داشته باشد، این روزها بی‌قرار است و دست‌کم ساعتی را در خیابان‌ها و میدان‌های نبرد در کنار مردم می‌گذراند؛ حضور بی‌تکلف و بی‌تعارف مردم در مهمانی‌های خیابانی که همه خود را میزبان و صاحب خانه می‌دانند، دیدنی است.مردم پرچم در دست دارند؛ نه فقط در دست‌، در نگاه و حرکتشان پرچم در اهتزاز است، مشت‌هایشان گره‌کرده، انگشتانشان به علامت پیروزی برفراز، لبخندهایشان بغض‌آلود، خشمشان فروخورده و برق امید از چشمانشان می‌درخشد؛ بوق خودروها، چراغ‌های چشمک‌زن، درختانی که پرچم‌گونه قدبرافراشته‌اند، نوای دلنشین و حماسی «تو رستم تهمتنی» همه پرچمند، زیبا و خوش‌رنگ و خوش‌آوا که نشان حیات و همدلی است. کمتر دیده یا شنیده‌ام که ملتی چنین عاشقانه با پرچم خود پیوند بخورند؛ پرچم‌هایی در دستان پیر و جوان، کوچک و بزرگ، که با حس مسئولیت در اهتزازند!هیچ میدانگاه و وعده‌گاهی از پیش مشخص نیست؛ هر محله، هر خیابان، هر خودرو، هر موتور و دوچرخه می‌شوند صحنه‌ی حضور مردم و میدان ایستادگی. پرچم در این شب‌ها گویی اسلحه‌ی انفرادی سربازان سپاهی است که در صف رزم ایستاده و سرودخوانان، که باد به درفش آنها می‌وزد، جز به پیروزی نمی‌اندیشند. به تعبیر عالیجناب فردوسی:
ز پهلو به پهلو پذیره شدند         
همه با درفش و تبیره شدند
هرکس می‌خواهد بزرگی ملت ایران را بنگرد و جلوه‌ای از شکوه تاریخی آنها را به تماشا بنشیند شبها سری به خیابان‌ها و میدان‌های شهرها و روستاها بزند. مردم نه خسته‌اند، نه ترسیده و نه ذلت‌پذیر. مردم یکپارچه نورند و نیرویی الهی در چهره‌ی و بازوی آنها نمایان شده است؛ نیرویی که امید، ایستادگی و ایمان دل‌های پاک آنها را به جهان مخابره می‌کند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی